حمایت مالی از یک برنامه اسلامی یک معامله نیست. بیشتر شبیه کاشتن چیزی است که شاید هرگز به طور کامل رشدش را نبینید.

آن نوجوانی که صبح شنبه به کلاس می‌آید — هزینه رفت‌وآمدش از کمک کسی تأمین می‌شود. فضایی که برای برنامه هفتگی خانواده اجاره می‌شود — حاصل مشارکت کسی است. معلمی که درس‌ها را آماده می‌کند — آن آمادگی وقت می‌برد و گاهی هزینه. هیچ‌کدام از این‌ها خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد.

منظور ایجاد احساس گناه نیست. هدف دیدنی کردن چیزی است که معمولاً نادیدنی است. ما از آنچه دیگران قبل از ما ساختند بهره می‌بریم و این فرصت را داریم — نه اجبار، بلکه فرصت — که برای کسانی که بعد از ما می‌آیند چیزی بسازیم.


قرآن و روایات اهل‌بیت بارها از «انفاق» — بخشیدن در راه خدا — سخن می‌گویند. آنچه چشمگیر است اینکه به طور مداوم نه به عنوان سخاوت به دیگران، بلکه به عنوان کاری که انسان برای خودش انجام می‌دهد توصیف شده است. امام علی (علیه السلام) فرمود که ثروتی که در راه خدا صرف می‌شود تنها ثروتی است که واقعاً باقی می‌ماند. همه چیز دیگر فرسوده می‌شود — مقام کمرنگ می‌شود، دارایی‌ها به دیگران به ارث می‌رسد. اما آنچه با نیت صادقانه برای خدمت به دین داده شده، ثبت است و ماندگار.

چیزی در این نگرش هست که باید طرز تفکر ما درباره بخشش را تغییر دهد. این خیریه به معنای از دست دادن چیزی که داریم نیست. بیشتر شبیه فرستادن چیزی به جلوست — سپردن آن به جایی ماندگارتر از هر بانکی.


برنامه‌هایی مثل ما با حداقل منابع اداره می‌شوند. یک کمک کوچک منظم از بیست خانواده تغییر می‌دهد آنچه می‌توانیم ارائه دهیم. یعنی برنامه‌ریزی پایدارتر، مواد بهتر، توانایی پذیرش خانواده‌هایی که نمی‌توانند مشارکت کنند. یعنی برنامه زمانی که یک حامی بزرگ کنار می‌کشد، ادامه می‌یابد.

اگر مدتی است می‌خواهید کمک کنید و هنوز لحظه مناسب پیدا نکرده‌اید — لحظه مناسب معمولاً همان وقتی است که تصمیم می‌گیرید. هیچ مقداری آنقدر کوچک نیست که اهمیت نداشته باشد. و هیچ چیزی که با اخلاص برای اهل‌بیت داده شده هرگز از دست نمی‌رود.