هر جامعه‌ای لحظاتی دارد که می‌تواند به هر طرف برود — لحظاتی که یک برنامه آرام محو می‌شود یا پایه می‌گیرد و رشد می‌کند. این لحظات به ندرت خودشان را اعلام می‌کنند. فقط می‌گذرند، و بعداً می‌فهمید چه اتفاقی افتاد.

مجالسی که به نام اهل‌بیت برگزار می‌شوند در طول قرن‌ها و در سراسر قاره‌ها زنده مانده‌اند. در زیرزمین‌ها، در اتاق نشیمن‌ها، با صدای آهسته در شرایطی که به سختی می‌توانیم تصورش کنیم برگزار شده‌اند. کسانی که آن مجالس را زنده نگه داشتند همیشه منابع یا آسایش یا زیرساخت جامعه‌ای پایدار که اکنون ما داریم را نداشتند. ایمان داشتند و یکدیگر را.


روایت معروفی از امام رضا (علیه السلام) منقول است که احیای مجالس ما را تشویق می‌کند و می‌فرماید کسانی که این مناسبت‌ها را زنده می‌کنند با دل‌های سخت نمی‌میرند. این چارچوب جالب است — نه فقط درباره پاداش حضور است، بلکه درباره آن چیزی است که حضور مداوم در این مجالس در طول زمان با انسان می‌کند. چیزی را نرم می‌کند. ارتباطی را زنده نگه می‌دارد که سروصدای زندگی روزمره وگرنه آرام آرام آن را قطع می‌کرد.

ما سازمان بزرگی نیستیم. آنچه ارائه می‌دهیم متواضعانه است. اما چیزهای متواضع، انجام‌شده به طور منظم، با اخلاص، معمولاً از چیزهای باشکوهی که به طور پراکنده انجام می‌شوند بیشتر دوام می‌آورند. برنامه جمعه شب که هر هفته، سال به سال برگزار می‌شود — نقطه مرجعی در زندگی مردم می‌شود. چیزی که زندگی‌شان را دور آن تنظیم می‌کنند. چیزی که فرزندانشان به یاد می‌آورند.


زنده نگه داشتن آن به کسانی نیاز دارد که می‌آیند، و کسانی که مشارکت می‌کنند تا آمدن همچنان ممکن بماند. اگر بخشی از آنچه ما انجام می‌دهیم بوده‌اید، ممنونیم — و از شما می‌خواهیم ادامه دهید. اگر در حاشیه بوده‌اید و به مشارکت بیشتر فکر می‌کنید، این دعوتی صادقانه است.

این مجالس متعلق به جامعه است. فقط به این دلیل وجود دارند که جامعه تصمیم می‌گیرد باید وجود داشته باشند.